طیف گسترده ای از تکنیک ها و رویکردهای درمانی زمینه های مختلف، در توانبخشی عصبی استفاده می شود. تحقیقات برای حمایت از رویکردهای مختلف بسیار متفاوت است، با انبوهی از تحقیقات برای حمایت از استفاده از برخی تکنیک ها در حالی که سایر رویکردها شواهد محدودی برای حمایت از استفاده از آن دارند اما بر شواهد پیشینه تکیه دارند.
این صفحه مروری کوتاه بر برخی از رویکردهای مورد استفاده در توانبخشی سکته مغزی با توصیههای راهنمای بالینی مبتنی بر شواهد ارائه میکند. یک برنامه ورزشی شخصی که توسط فیزیوتراپیست طراحی شده است، ایمن ترین رویکرد برای دستیابی به اهداف شماست.
سکته مغزی یکی از شایع ترین علل مرگ و میر و ناتوانی در سراسر جهان است. سالانه 16 میلیون نفر در جهان دچار سکته مغزی می شوند .علیرغم ارتباط قوی بین سن و عوامل خطر اصلی سکته مغزی، بروز آن در بین جوانان رو به افزایش است. تقریباً 20 تا 30 درصد از بیمارانی که دچار سکته مغزی می شوند کمتر از 65 سال سن دارند .سکته مغزی نه تنها بر سلامت افراد تأثیر می گذارد، بلکه بر فعالیت های روزمره زندگی (ADL)، وضعیت مالی و شغل آنها نیز تأثیر می گذارد.
عوارض پس از سکته مغزی بسیار ناتوان کننده است و عوارض آن بر وضعیت سلامت عمومی بیماران تأثیر می گذارد . داشتن شغل نیازهای مالی، اجتماعی و شخصی افراد از جمله بیماران پس از سکته را برطرف می کند. بازگشت به کار (RTW) یکی از عوامل اصلی بهبود کیفیت زندگی، وضعیت مالی و رضایت از کار در این جمعیت است. موفقیت در بازگشت به کار پس از سکته مغزی با افزایش عزت نفس و کیفیت زندگی مرتبط است. از این رو، بازگشت به کار باید از اهداف اصلی توانبخشی در بیماران جوان پس از سکته مغزی باشد. طبق یک پیگیری 6 ساله، میزان بازگشت کار پس از یک سال سکته مغزی 48.3 درصد و در 6 سال شروع آن 74.7 درصد بود. علاوه بر این، می تواند حتی تا سه سال پس از سکته نیز اتفاق بیفتد.
علیرغم اهمیت RTW در بیماران پس از سکته مغزی، برنامه های توانبخشی محدودی با تمرکز بر این هدف وجود دارد. شناخت عوامل موثر بر اساس طراحی یک برنامه توانبخشی عصبی است. بهبود توانایی راه رفتن و ضعف عضلانی به عنوان عوامل موثر در تسهیل RTW معرفی شده است. افزایش سطح فعالیت بدنی اولین عامل کلیدی در بازگشت به کار است . بر این اساس، تا زمانی که افراد در فعالیت های روزانه (مانند راه رفتن، نشستن و غیره) وابستگی داشته باشند، نمی توانند به کار خود بازگردند .
کلید طراحی یک برنامه درمانی سکته مغزی و جلوگیری از عوارض طولانی مدت آن، داشتن یک رویکرد چند رشته ای است. اخیراً، برنامههای توانبخشی عصبی بر وظایف مختلف برای کمک به بیماران مبتلا به مشکلات عصبی از جمله پس از سکته مغزی متمرکز شدهاند.
اشکال مختلفی از درمان ها برای هدف قرار دادن عوارض پس از سکته وجود دارد. درمان های موجود به دو دسته دارویی و غیردارویی تقسیم می شوند. بسیاری از درمانهای غیردارویی مانند کشش عضلانی، کاردرمانیهای سرپایی یا بستری، تمرین راه رفتن و تحریک الکتریکی وجود دارد از جمله این درمان ها، تحریک الکتریکی عملکردی است که نوعی تحریک الکتریکی است که می تواند کنترل حرکتی را بهبود بخشد. FES می تواند عملکرد و توانایی فرد در راه رفتن را حتی در مرحله مزمن پس از سکته مغزی افزایش دهد. برخلاف ادعاهای مبتنی بر اثربخشی مداخلات توانبخشی عصبی فوق در بازگشت به کار مطالعاتی که به طور خاص برای ارزیابی کارایی آنها در RTW طراحی شده باشد، وجود ندارد.
RTW همراه با سایر روشهای توانبخشی، مانند دوچرخهسواری یا تمرین راه رفتن، پتانسیل بهبود جذب عضلانی و نتایج حرکتی پس از سکته را دارد و بهطور بالقوه منجر به افزایش عملکرد و مشارکت در ADL میشود. با توجه به تأثیر مثبت و دوچرخه سواری بر افزایش سطح عملکرد فیزیکی در بازگشت به کار پس از سکته به نظر می رسد برنامه ریزی یک بسته درمانی ساختاری بر اساس استفاده از در این افراد ضروری است.

انگیزه پس از سکته مغزی نقش مهمی در روند بهبودی افرادی دارد که سکته مغزی را تجربه کرده اند. انگیزه می تواند به طور قابل توجهی بر نتایج توانبخشی، از جمله بازیابی فیزیکی، رفاه روانی و کیفیت کلی زندگی تأثیر بگذارد. درک عوامل مؤثر بر انگیزه و همچنین اجرای استراتژیهای مؤثر برای تقویت آن، برای بهینهسازی تلاشهای توانبخشی حیاتی است.
بی تفاوتی پیامد رایج سکته مغزی است که با فقدان انگیزه، کاهش پاسخ های عاطفی و کاهش ابتکار مشخص می شود . این وضعیت میتواند مانع مشارکت در فعالیتهای توانبخشی شود و بر بهبودی تأثیر منفی بگذارد. شناسایی زودهنگام بی تفاوتی و اجرای مداخلات هدفمند می تواند سطوح انگیزه را بهبود بخشد و در نهایت روند توانبخشی را تقویت کند.
بی تفاوتی یک بیماری شایع و اغلب نادیده گرفته شده است که بسیاری از افراد را پس از سکته تحت تاثیر قرار می دهد. فقدان انگیزه، کاهش بیان عاطفی و کاهش علاقه به درگیر شدن در فعالیت ها مشخص می شود. برخلاف افسردگی، بیعلاقگی لزوماً با غم و اندوه همراه نیست، بلکه با بیتفاوتی عاطفی و بیعلاقگی عمومی به زندگی مرتبط است. این وضعیت می تواند به طور قابل توجهی بر بهبودی تأثیر بگذارد، زیرا تمایل فرد را برای شرکت در درمان های توانبخشی و سایر فعالیت هایی که برای بازیابی استقلال ضروری هستند، کاهش می دهد.
اعتقاد بر این است که آسیب عصبی ناشی از سکته مغزی، به ویژه زمانی که نواحی از مغز درگیر در انگیزش و تنظیم هیجانی است، مانند لوب های فرونتال و عقده های قاعده ای، علت اصلی بی تفاوتی باشد. این آسیب می تواند سیستم های پاداش مغز را مختل کند و منجر به کاهش انگیزه برای انجام حتی کارهای اساسی شود.
بی تفاوتی پس از سکته مغزی می تواند به روش های مختلفی ظاهر شود، از جمله:
- نداشتن ابتکار یا تلاش برای شروع فعالیت ها.
- کاهش پاسخ به تعامل اجتماعی یا محرک های محیطی.
- واکنش عاطفی کم یا بدون واکنش نسبت به رویدادهای مثبت یا منفی.
- کنارگذاشتن کلی از مراقبت یا مسئولیت های شخصی.
پرداختن به بی تفاوتی برای توانبخشی موفق بسیار مهم است. میتوان آن را از طریق ترکیبی از مداخلات روانشناختی، مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) و در برخی موارد، داروهایی مانند محرکها یا داروهای ضد افسردگی درمان کرد. تشویق یک روال منظم و ارائه انگیزه بیرونی نیز می تواند به بهبود مشارکت در فعالیت های بهبودی کمک کند.
تیمهای توانبخشی باید از نشانههای بیتفاوتی آگاه باشند تا مداخلات را متناسب با آن انجام دهند. بدون مدیریت صحیح، بی علاقگی می تواند مانع پیشرفت، طولانی شدن زمان بهبودی و کاهش کیفیت کلی زندگی بازماندگان سکته شود. مشارکت خانواده و حمایت اجتماعی نیز نقش حیاتی در تشویق مشارکت و تقویت ارتباطات عاطفی ایفا می کند، که در مبارزه با بی تفاوتی حیاتی است.
تحقیقات نشان می دهد که انگیزه انگیزشی اولیه می تواند از شروع افسردگی مزمن پس از سکته جلوگیری کند. با ارائه پاداشها و مشوقهای اولیه به بیماران، ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی میتوانند محیط توانبخشی جذابتری را ایجاد کنند. این رویکرد نه تنها به بیماران انگیزه می دهد تا فعالانه در بهبودی شرکت کنند، بلکه به سلامت عاطفی طولانی مدت نیز کمک می کند.
انگیزه انگیزشی نقش حیاتی در هدایت رفتار انسان ایفا می کند، به ویژه در زمینه هایی که برای دستیابی به اهداف خاص به تلاش و پشتکار نیاز است. این به تأثیر پاداش ها یا محرک های بیرونی در تشویق افراد به اقدام و تداوم تلاش های خود اشاره دارد. خواه انجام یک کار چالش برانگیز باشد یا شرکت در توانبخشی طولانی مدت، انگیزه انگیزشی مکانیزم قدرتمندی برای شروع و حفظ تمرکز و تلاش فراهم می کند.
در نتیجه، فیزیوتراپی نقش اساسی در توانبخشی و بهبودی پس از سکته دارد. فیزیوتراپیست با تطبیق با نیازهای خاص هر بیمار، استفاده از تکنیک های متنوع و نوآورانه و حمایت از ادامه توانبخشی در منزل، به بهبود کیفیت زندگی قربانیان سکته کمک شایانی می کند.
البته باید توجه داشت که موفقیت در توانبخشی پس از سکته تا حد زیادی به تعهد بیمار و اطرافیان بستگی دارد. حمایت عزیزان، انگیزه بیمار و کیفیت مراقبت ارائه شده توسط متخصصان مراقبت های بهداشتی، عوامل کلیدی برای بهبودی مطلوب پس از سکته مغزی هستند.
در نهایت، حتی اگر فیزیوتراپی یک بازیگر کلیدی در توانبخشی پس از سکته مغزی باشد، بخشی از مراقبت های چند رشته ای است که می تواند شامل گفتار درمانگران، کاردرمانگران، عصب روان شناسان و بسیاری دیگر باشد. همه این متخصصان برای ارائه مراقبت های شخصی و جامع به قربانیان سکته مغزی با یکدیگر همکاری می کنند.
در محیط های بالینی، به ویژه در توانبخشی پس از سکته مغزی، انگیزه انگیزشی می تواند یک عامل کلیدی در مشارکت و موفقیت بیمار باشد. بازماندگان سکته مغزی اغلب با چالشهای فیزیکی و شناختی مواجه میشوند که میتواند انگیزهبخش باشد، بهویژه اگر شرایطی مانند بیتفاوتی را تجربه کنند. در این موارد، استفاده از مشوقها - خواه پاداشهای ملموس، نشانگرهای پیشرفت یا تقویت مثبت باشند - میتواند به بیماران کمک کند انگیزه خود را برای شرکت در درمان و پایبندی به برنامههای بهبودی خود حفظ کنند.
انگیزه انگیزشی بر روی سیستم پاداش مغز، به ویژه در مناطقی مانند هسته اکومبنس و قشر جلوی مغز، عمل می کند. وقتی افراد پاداشی را پیش بینی می کنند، مغز دوپامین آزاد می کند، یک انتقال دهنده عصبی که انگیزه را افزایش می دهد و رفتارهای مرتبط با پاداش را تقویت می کند. این پاسخ عصبی در توانبخشی بسیار مهم است، زیرا بیماران را تشویق می کند تا تمرینات و درمان های چالش برانگیز را ادامه دهند، حتی زمانی که روند دشوار است یا پیشرفت کند است.
علاوه بر این، در ورزش و تمرینات بدنی، انگیزه انگیزشی برای تقویت عملکرد و پایبندی به رژیم های ورزشی استفاده می شود. برای ورزشکاران، مشوق ها ممکن است شامل اهدافی مانند بهبود رکوردهای شخصی، دریافت تمجید از مربیان یا دستیابی به نقاط عطف رقابتی باشد. این پاداش ها باعث تعهد و انعطاف پذیری مداوم در آموزش می شود.
هم در محیط های مراقبت های بهداشتی و هم در محیط های ورزشی، اعمال انگیزه انگیزشی می تواند در ارتقای نتایج رفتاری مثبت بسیار موثر باشد. هنگامی که با انگیزه درونی - میل درونی به موفقیت - ترکیب شود، مشوقهای بیرونی میتواند انگیزهای قوی ایجاد کند که منجر به پایبندی بهتر به پروتکلهای درمانی، تلاش بیشتر برای دستیابی به اهداف و بهبود کلی عملکرد و نتایج بهبودی میشود.
تعامل بین خودکارآمدی و انگیزه در بهینه سازی بهبودی سکته مغزی بسیار مهم است. بیماران با خودکارآمدی بالاتر تمایل به تعیین اهداف توانبخشی بلندپروازانه تری دارند که منجر به نتایج بهتر می شود. علاوه بر این، حمایت اجتماعی به طور قابل توجهی بر سلامت روانی بیماران سکته مغزی تأثیر می گذارد. آموزش بهداشت و شبکه های حمایتی می تواند به کاهش افسردگی و افزایش انگیزه برای مشارکت در توانبخشی کمک کند .
خودکارآمدی و حمایت اجتماعی عوامل روانشناختی و اجتماعی حیاتی هستند که به طور قابل توجهی بر انگیزه، بهبودی و رفاه کلی در حوزههای مختلف زندگی، از جمله توانبخشی پس از آسیب یا بیماری، عملکرد ورزشی و سلامت روان تأثیر میگذارند.
خودکارآمدی
به باور فرد به توانایی خود برای انجام موفقیتآمیز وظایف، غلبه بر چالشها و دستیابی به نتایج دلخواه اشاره دارد. این مفهوم که توسط روانشناس آلبرت بندورا ابداع شده است، نشان می دهد که چگونه باور به توانایی های فرد بر انتخاب های افراد، تلاشی که برای فعالیت ها انجام می دهند و پشتکار آنها در مواجهه با ناملایمات تأثیر می گذارد. افراد با خودکارآمدی بالا تمایل دارند با اعتماد به نفس به وظایف خود بپردازند و به احتمال زیاد در برابر مشکلات ادامه میدهند، در حالی که افرادی که خودکارآمدی پایینی دارند اغلب به تواناییهای خود شک میکنند و ممکن است به کلی از چالشها اجتناب کنند.
در توانبخشی، به ویژه پس از سکته مغزی یا آسیب، خودکارآمدی برای پیشرفت بسیار مهم است. بیمارانی که احساس خودکارآمدی قوی دارند، به احتمال زیاد به طور فعال در درمان شرکت می کنند، اهداف بهبودی را تعیین می کنند و دنبال می کنند، و نگرش های مثبت خود را با وجود شکست ها حفظ می کنند. آنها بر این باورند که اقدامات آنها می تواند تفاوتی در بهبود آنها ایجاد کند، که منجر به تلاش مداوم در فیزیوتراپی و روال روزانه می شود. افزایش خودکارآمدی در بیماران می تواند نتایج توانبخشی را با تقویت حس کنترل و عاملیت شخصی بهبود بخشد.
تکنیک هایی برای ایجاد خودکارآمدی شامل تعیین اهداف قابل دستیابی، ارائه بازخورد مثبت و الگوسازی موفقیت از طریق جلسات حمایت از همتایان یا درمان است. موفقیت مکرر در کارهای کوچک همچنین اعتماد به نفس را افزایش می دهد و به بیماران کمک می کند تا به تدریج با چالش های مهم تری مقابله کنند.

حمایت اجتماعی به کمک عاطفی، اطلاعاتی و عملی اطلاق می شود که افراد از خانواده، دوستان، متخصصان مراقبت های بهداشتی یا همسالان دریافت می کنند. این نقش اساسی در حفظ سلامت روانی و عاطفی، به ویژه در زمان های چالش برانگیز دارد. حمایت اجتماعی باعث تشویق می شود، احساس انزوا را کاهش می دهد و انعطاف پذیری را در مقابله با موقعیت های دشوار تقویت می کند.
برای بازماندگان سکته مغزی یا افرادی که تحت توانبخشی هستند، حمایت اجتماعی می تواند عامل اصلی بهبودی باشد. وجود یک شبکه حمایتی می تواند به افراد کمک کند تا انگیزه خود را برای شرکت در فعالیت های توانبخشی حفظ کنند، به توصیه های پزشکی پایبند باشند و با مشکلات عاطفی کنار بیایند. حمایت عاطفی از جانب عزیزان، حس تعلق و امنیت را ایجاد میکند، در حالی که حمایت اطلاعاتی و عملی - مانند مشاوره، حملونقل یا کمک در فعالیتهای روزانه - این اطمینان را میدهد که فرد میتواند بر بهبودی خود تمرکز کند، بدون اینکه احساس خستگی کند
در ورزش و عملکرد ورزشی، حمایت اجتماعی از سوی مربیان، هم تیمی ها و اعضای خانواده می تواند به طور مشابه انگیزه، اعتماد به نفس و نتایج عملکرد را افزایش دهد. تشویق و تقویت مثبت محیطی را ایجاد می کند که رشد و پشتکار را تقویت می کند، که برای ورزشکارانی که از طریق تمرینات سخت یا استرس رقابتی پیش می روند ضروری است.
خودکارآمدی و حمایت اجتماعی اغلب در کنار هم برای بهبود نتایج کار می کنند. حمایت اجتماعی قوی می تواند با ارائه تقویت مثبت و راهنمایی عملی، خودکارآمدی فرد را افزایش دهد. دانستن اینکه از آنها حمایت می شود می تواند به افراد کمک کند تا توانایی های خود را باور کنند و چالش هایی را که در غیر این صورت ممکن است از آنها اجتناب کنند، بپذیرند. برعکس، افراد با خودکارآمدی بالا به احتمال زیاد در صورت نیاز به دنبال حمایت اجتماعی هستند و از آنها استفاده می کنند و مکانیسم های مقابله ای کلی آنها را تقویت می کنند.
به عنوان مثال، یک بیمار سکته مغزی با خودکارآمدی قوی ممکن است به طور فعال در گروه های حمایتی یا جلسات فیزیوتراپی شرکت کند و از تجربیات دیگران قدرت بگیرد و در عین حال پیشرفت خود را به اشتراک بگذارد. در مقابل، فردی که فاقد اعتماد به نفس است ممکن است بیشتر به شبکه پشتیبانی خود متکی باشد تا در طول زمان به توانایی های خود اعتماد کند.
در نتیجه، خودکارآمدی و حمایت اجتماعی هر دو عناصر ضروری در تقویت انگیزه، انعطافپذیری و نتایج مثبت در بهبودی، عملکرد ورزشی و رفاه عمومی هستند. این عوامل با ترویج باور به تواناییهای خود و افراد اطراف با جامعهای حامی، میتوانند رشد شخصی و موفقیت را در تلاشهای مختلف افزایش دهند.
![]()
مشکلات تعادلی برای بسیاری از افراد پس از سکته مغزی رایج است که معمولاً به دلیل ترکیبی از کاهش کنترل حرکتی اندام و تنه، تغییر حس و گاهی اوقات تغییر تعیین شده مرکزی در نمایش بدن بهطوریکه فرد وضعیت خود را نسبت به حالت قائم درک نمیکند. اختلال در تعادل اغلب منجر به کاهش اعتماد به نفس، ترس از افتادن و افزایش خطر سقوط می شود. شواهد کنونی نشان میدهد که تمرین ورزشی تنه عملکرد تنه و تعادل پویا در نشستن را بهبود میبخشد ، در حالی که تمرین ویژه وظیفه تعادل پویا را در هر دو حالت نشسته و ایستاده بهبود میبخشد.
راه رفتن و تحرک
بالاترین اولویت برای بسیاری از افراد با محدودیت حرکتی پس از سکته، راه رفتن مستقل است. اگر عملکرد راه رفتن پس از سکته مغزی ضعیف باشد، ممکن است فعالیت اجتماعی محدود شود و افراد ممکن است خانه نشین شوند و از جامعه منزوی شوند .
تمرین تکراری پیاده روی باید تا حد امکان برای افرادی که مشکل راه رفتن دارند، انجام شود. برای رسیدن به این هدف می توان از روش های زیر استفاده کرد:
راه رفتن روی تردمیل
تمرین تردمیل را می توان هم برای آموزش مجدد راه رفتن / آموزش و هم برای کمک به بهبود عملکرد هوازی استفاده کرد. تمرین تردمیل را می توان با وزن بدن بیمار که تا حدی توسط یک مهار پشتیبانی می شود تکمیل کرد تا میزان وزن بدن پشتیبانی شده را درجه بندی کرد، که برای افراد با محدودیت های عملکردی قابل توجه استفاده می شود. آموزش راه رفتن در سکته را ببینید.
به افرادی که قادر به راه رفتن مستقل پس از سکته مغزی هستند، باید تمرینات تردمیل با یا بدون حمایت از وزن بدن یا سایر مداخلات مبتنی بر راه رفتن را با شدت بالاتر از مراقبت های معمول و به عنوان مکمل سایر درمان ها ارائه داد.
![]()
رباتیک-آموزش راه رفتن
تمرین راه رفتن با کمک الکترومکانیکی، با و بدون حمایت جزئی از وزن بدن و همچنین با یا بدون FES، به عنوان مکمل تمرین راه رفتن روی زمین برای توانبخشی بیماران پس از سکته مغزی استفاده می شود و می تواند برای تمرین فشرده بیماران غیر سرپایی مورد استفاده قرار گیرد. شرایط تکرار زیاد) چرخه های پیچیده راه رفتن. ماشینهای راه رفتن الکترومکانیکی خودکار یا از یک ارتز اسکلت بیرونی با ربات یا یک راهحل الکترومکانیکی با دو صفحه پای رانده تشکیل شدهاند که مراحل راه رفتن را شبیهسازی میکنند و تلاش کمتری را برای درمانگران ارائه میدهند، زیرا آنها دیگر نیازی به تنظیم اندامهای پارتیک یا کمک به حرکات تنه ندارند. تفاوت اصلی بین آموزش با کمک الکترومکانیکی و تردمیل این است که فرآیند آموزش راه رفتن خودکار و توسط یک راه حل الکترومکانیکی پشتیبانی می شود. تحقیقات کنونی نشان میدهد که تمرین راه رفتن مکرر همراه با فیزیوتراپی ممکن است توانایی راه رفتن را در بیماران پس از سکته بهبود بخشد.به توانبخشی رباتیک برای اندام تحتانی مراجعه کنید.
افرادی که نمی توانند پس از سکته به طور مستقل راه بروند، باید برای تمرین راه رفتن با کمک الکترومکانیکی از جمله حمایت از وزن بدن در نظر گرفته شوند.
![]()
مترونوم
تحقیقات کنترل حرکتی شواهد قابلتوجهی ارائه میکند که ریتم شنوایی میتواند زمانبندی و تغییر پذیری پاسخهای حرکتی را بهبود بخشد، بهویژه، در کارهای حرکتی با الزامات زمانبندی پیچیده یا در اختلالات مؤثر بر زمانبندی حرکت، ریتم خارجی میتواند ثبات بیشتری را برای مکانیسمهای زماندار در مغز فراهم کند.
Cueing of Cadence می تواند علاوه بر تمرین راه رفتن معمولی برای افزایش طول گام و سرعت راه رفتن استفاده شود.
![]()
واقعیت مجازی
پیشرفت در فناوری واقعیت مجازی به این معنی است که دستگاههایی که از رایانه و فناوری بازی استفاده میکنند، اکنون در خانههای بسیاری از مردم یافت میشوند. پتانسیل این نوع از مکمل ها برای به حداکثر رساندن تمرین مبتنی بر وظیفه و افزایش مصرف انرژی در حال بررسی است. واقعیت مجازی برای افراد مبتلا به سکته را ببینید
آموزش واقعیت مجازی را می توان علاوه بر آموزش راه رفتن معمولی نیز مورد استفاده قرار داد.

پوینت واکر
راه رفتن روی زمین شامل راه رفتن و فعالیت های مرتبط با راه رفتن روی یک سطح جامد است، جایی که فیزیوتراپیست راه رفتن بیمار را، معمولاً در یک سطح صاف، مشاهده می کند و از بیمار می خواهد که طیف وسیعی از فعالیت ها و تمرینات مختلف را انجام دهد تا بر راه رفتن او تأثیر بگذارد. مزیت این است که تمرین راه رفتن روی زمین را می توان تقریباً در هر محیط یا مکانی بدون نیاز به تجهیزات با تکنولوژی بالا استفاده کرد.
نشان داده شده است که تمرین راه رفتن روی زمین توسط بیماران سکته مغزی که قادر به راه رفتن بدون حمایت بدنی هستند در افزایش مسافت پیاده روی و کاهش اضطراب موثرتر از راه رفتن روی تردمیل است.
پیاده روی اجتماعی
برای افرادی که با تحرک در فضای باز در جامعه مشکل دارند، باید اهداف فردی تعیین شود و از تجهیزات، اطلاعات و ارجاع بیشتر به سایر سازمان ها کمک شود. تمرین پیادهروی ممکن است برای برخی افراد مفید باشد و در صورت ارائه، باید در محیطها مختلف جامعه انجام شود، و همچنین ممکن است آموزش واقعیت مجازی را که پیادهروی در جامعه را تقلید میکند، در خود جای دهد.
مقدمه ای بر ارتز، ممکن است مداخله ای باشد که برای: تغییر ساختار بدن طراحی شده است. حمایت و تثبیت ماهیچههایی که پاسخ نمیدهند تا بتوان یک فعالیت را انجام داد. کمکی برای فعال کردن مشارکت در یک نقش زندگی به عنوان مثال کار. لینک را ببینید. دستورالعملهای بالینی KNGF آزمایش ارتوز پای مچ پا را برای بیمارانی توصیه میکند که توانایی راه رفتن ایمن و/یا کارآمد آنها با افتادن پا در مرحله نوسانی پیادهروی پس از مشاوره چند رشتهای، مانع میشود.
ارتزهای اندام تحتانی که به صورت جداگانه نصب می شوند ممکن است برای به حداقل رساندن محدودیت در توانایی راه رفتن استفاده شوند. بهبود در راه رفتن تنها زمانی رخ می دهد که ارتز در حال پوشیدن است.
اندام فوقانی
تا 85 درصد از افراد پس از سکته مغزی تغییر عملکرد بازو را تجربه میکنند و تقریباً 40 درصد از افراد در طولانی مدت تحت تأثیر عملکرد اندام فوقانی قرار میگیرند. از دست دادن عملکرد بازو به طور نامطلوبی بر کیفیت زندگی تأثیر می گذارد و بهبود حرکتی عملکردی در اندام فوقانی آسیب دیده در بیماران مبتلا به همی پلژی هدف اولیه فیزیوتراپیست ها است. در حال حاضر شواهدی با کیفیت بالا برای هیچ مداخلهای که عمل معمولی است وجود ندارد و شواهد برای مقایسۀ اثربخشی نسبی مداخلات کافی نیست.» به عبارت دیگر، شواهد کافی برای نشان دادن اینکه کدام یک از مداخلات برای بهبود عملکرد اندام فوقانی مؤثرتر است، کافی نیست»
افراد مبتلا به سکته مغزی با حرکت بالقوه یا واقعی بازو باید از هر فرصتی برخوردار شوند تا فعالیتهای عملکردی را انجام دهند که شامل حرکاتی با شدت بالا، تکراری و خاص هستند. این فعالیت ها بسته به وظیفه ممکن است دو طرفه یا یک طرفه باشند.
درمان با واسطه روبات از دستگاههای خودکار برای ارائه حرکت غیرفعال، فعال یا مقاومتی اندام استفاده میکند که میتواند دورههای طولانی درمان و درمانهایی را که با استفاده از حرکت فرد بهعنوان بازخورد، پاسخگوی نیازهای خاص فرد است، فراهم کند، زیرا توانایی در طول زمان تغییر میکند. در حال حاضر شواهد متناقضی وجود دارد، زیرا هنوز شواهد محدودی وجود دارد که نشان دهد چه زمانی یا هر چند وقت یکبار باید از حرکت بازو به کمک ربات استفاده شود. افرادی که پس از سکته مغزی دچار کاهش عملکرد بازو هستند، فقط باید به کمک درمان حرکتی به کمک ربات یا تحریک الکتریکی عصبی عضلانی به عنوان مکمل درمان مرسوم در چارچوب یک کارآزمایی بالینی ارائه شود.
تمرینات استقامتی یا هوازی این تمرینات باعث بهبود وضعیت فیزیکی قلب و ریه ها، کاهش خستگی و تامین انرژی مورد نیاز برای فعال ماندن در تمام طول روز می شود. صفحه ما را در مورد تمرینات هوازی بعد از سکته مغزی ببینید.
تمرینات قدرتی این تمرینات عضلات را تقویت می کند و کارهای روزمره مانند بالا رفتن از پله ها، بلند شدن از صندلی و دویدن را آسان می کند.
تمرینات تعادلی این تمرینات با سهولت حرکت در اطراف و کاهش خطر سقوط، در خانه یا جاهای دیگر، تحرک را افزایش می دهند.
تمرینات کششی یا انعطاف پذیری این تمرینات ماهیچه ها را آرام و مفاصل را متحرک نگه می دارد و به فرد اجازه می دهد لباس بپوشد و راحت تر به اشیاء برسد.
برنامه های ورزشی جامعه
جامعه شما ممکن است برنامه های تناسب اندام داشته باشد که می تواند برای شما مناسب باشد. مربیان بیشتری برای کار با بازماندگان سکته مغزی آموزش می بینند.
در خانه ورزش کنید
ممکن است بتوانید تمرینات خود را در خانه زیر نظر یک درمانگر آموزش دیده انجام دهید. با پزشک خود یا یکی از اعضای تیم سکته مغزی صحبت کنید تا دریابید که آیا چنین برنامه ای برای شرایط شما مناسب است یا خیر.
ورزش هوازی و سلامتی شما
فعالیت بدنی به حفظ قدرت عضلانی، بهبود تعادل، راه رفتن خوب و افزایش انرژی کمک می کند - همه اینها برای انجام کارهای روزانه ضروری است. ورزش هوازی باید بخشی جدایی ناپذیر از یک برنامه ورزشی پس از سکته مغزی باشد.

دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده